آمار و اسامی اسرا و بازماندگان عاشورا
درباره اسرا و بازماندگان عاشورا، آمار متفاوتی در منابع آمده است. در متن زیر آمار مردان و زنان به صورت جداگانه بیان می شود.
ابن سعد، آمار بازماندگان عاشورا اعم از کوچک و بزرگ را ۵ نفر و دینوری ۴ نفر نوشته است که ۲ نفر آنان از بنی هاشم بودند. ابن قتیبه و ابن عبد ربه از قول محمد بن حسین(علیه السلام)نقل می کنند که ما اسرا ۱۲ نفر بودیم. اما قاضی نعمان مغربی، ۱۴ نفر نوشته است که ۴ نفر از آنان زن بوده اند.
در این جا آمار مردان و زنان را جداگانه می آوریم:
الف) مردان
جستوجو و بررسی منابع کهن حاکی از آن است که بازماندگان مرد از حادثه کربلا افراد ذیل بوده اند:
۱ـ امام سجاد(علیه السلام)، ۲ـ حضرت باقر(علیه السلام)، ۳ـ عمر بن حسین(علیه السلام)، ۴ـ محمد بن حسین بن علی(علیهما السلام)، ۵ـ زید بن حسن،۶ـ عمرو بن حسن،۷ـ محمد بن عمرو بن حسن،۸ و ۹ـ دو فرزند جعفر،۱۰ـ عبدالله بن عباس بن علی(علیهما السلام)، ۱۱ـ قاسم بن عبدالله بن جعفر،۱۲ـ قاسم بن محمد بن جعفر،۱۳ـ محمد بن عقیل اصغر،۱۴ـ عقبة بن سمعان، غلام رَباب،۱۵ـ غلام عبدالرحمن بن عبد ربّه انصاری،۱۶ـ مسلم بن رباح غلام امیرالمؤمنین(علیه السلام) و ۱۷ـ علی بن عثمان مغربی.
ب) زنان
ابن سعد تعداد زنان اهل بیت را که اسیر شدند ۶ نفر، قاضی نعمان مغربی ۴ نفر و ابوالفرج اصفهانی ۳ نفر دانسته است. نام این زنان عبارت است از:
۱ ـ زینب،۲ ـ فاطمه،۳ ـ ام کلثوم،۴ ـ امّ حسن (دختران امیرالمؤمنین); ۵ ـ فاطمه،۶ ـ سکینه،۷ ـ فاطمه صغری (دختران حسین بن علی); ۸ـ رَباب (همسر امام و مادر سکینه و عبدالله رضیع) و ۹ـ امّ محمد (دختر امام حسن بن علی و همسر امام سجاد).
۱۹ـ زنانی که به گونه ای با نهضت امام(علیه السلام) همکاری داشتند، اینان ۴ زن بودند: ۱ـ ماریه (دختر سعد یا منقذ عبدیه که منزلش محل تجمع گروهی از شیعیان بصره بود)، ۲ـ طوعه (کنیز اشعث بن قیس که مسلم را زمانی که در کوچه های کوفه تنها مانده بود، به خانه اش پناه داد)، ۳ـ دیلم یا دلهم (همسر زهیر بن قین که همسر خود را تشویق به پیوستن به سپاه امام حسین(علیه السلام) کرد) و ۴ـ زنی از کوفیان که لباس و مقنعه برای اسرای اهل بیت فراهم کرد.
10درس و آموزه مهم قیام امام حسین(ع)
عاشورا، سراسر مدرسه عشق است هراندازه که انسانها با درسهای نهفته در آن حرکت خونین و ژرف که بشریت را با ارزشهای متعالی و مفهوم حیات هدفدار آشنا ساخت آشناتر گردند، به همان میزان عزّتمند خواهند زیست و پایههای حکومت طاغوتها را خواهند لرزاند.
به گزارش شمسا به نقل از (ایسنا) درسهایی که از عاشورا می توان گرفت، در گفتار و کردار امام حسین (ع) و یارانش دیده میشود و کسی که به دقت در مجموعه این واقعه بنگرد و آن را فرا راه خود قرار دهد، با این درسهای انسان ساز آشنا میگردد.
در این نوشته برخی از این درسها را برمیشماریم.
1- توکّل
امام محمد باقر(ع) در سخنی گهربار فرمودند: «کسی که به خدا توکّل کند، شکست نمیخورد» و قیام خونین عاشورا، سرشار از این آموزه نیک الهی است که فرجامی جز پیروی حق بر باطل را نوید نبخشید. امام حسین(ع) گرچه به استناد دعوتنامههای کوفیان به سمت آنان حرکت کرد، ولی توکّْل آن حضرت به خداوند متعال بود. به همین دلیل، وقتی میان راه، خبر بیوفایی مردم و شهادت مسلم بن عقیل (ع) را شنید، تصمیم خویش را تغییر نداد و برای انجام تکلیف، با توکل به خدا را خود را ادامه داد. نیز بر این اساس بود که صبح عاشورا و با شروع حمله همه جانبه و بی رحمانه دشمن، در نیایشی به درگاه خدا، اعتماد به پروردگارش را چنین بیان فرمود:
«خداوندا! تو تکیه گاه من در هر اندوه، و امید من در هر سختی هستی. تو در هر پیشامدی تکیه گاه و مایه پشت گرمی منی.»
2- رضا و تسلیم
یکی از آموزههای کربلا، راضی بودن به رضای الهی است. هدف امام حسین(ع) فقط خشنودی خدا و پیامبر او(ع) بود. اگر در آن قیام خونین، جان عزیزش را نثار کرد، اگر سختترین مصیبتها را به جان خرید، و اگر خاندان گرامیاش را به دست اسارت سپرد، هدفی جز کسب رضای الهی نداشت. امام حسین(ع) هنگامی که میخواست از مکه به سمت عراق خارج شود، خود در خطبهای به این ویژگی اشاره فرموده است:
«ما اهل بیت به آنچه خدا راضی است، راضی و خشنودیم. در مقابل بلا و امتحان او، صبر و استقاممت میورزیم. او اجر صبرکنندگان را به ما عنایت خواهد فرمود.»
3- عمل به تکلیف
از آموزههای ارزشمند کربلا، عمل به تکلیف است. هنگامی که دعوت نامههای پیاپی مردم کوفه به امام حسین(ع) رسید، ایشان هرچند از سستعهدی کوفیان آگاه بود، ولی آن اعلام حمایتها را تکلیفآور دانست و به سوی آنان حرکت کرد.
امام خمینی که خود سالها بعد با همین انگیزه، قیامی عزّت آفرین را پایه ریخت، در سخنانی درباره این آموزه عاشورایی میفرماید:
- اینکه حضرت ابی عبدالله (ع) قیام کرد با عدد کم، برای اینکه گفتند تکلیف من این است که نهی از منکر کنم.
- حضرت سیدالشهدا(ع) تکلیف برای خودشان دانستند که بروند و کشته هم بشوند و محو کنند آثار معاویه و پسرش را.
- لکن تکلیف بود که قیام بکند و خونش را بدهد تا اینکه ملت را اصلاح کند و عَلَم یزید را بخواباند.
4- آزادگی
عاشورا، نماد آزادگی است و حضرت سیدالشهدا(ع) سرور آزادگان. همو که در پاسخ کسانی که بیعت با یزید را از ایشان میخواستند تا در امان بماند، میفرمود: آگاه باشید! ناپاک زاده فرزند ناپاک زاده، مرا میان دو چیز مجبور کرده است: بین مرگ و ذلت، ولی هیهات که ما ذلت و خواری را بپذیریم. خداوند پذیرش ذلت را بر ما و بر پیامبر و مؤمنان روا نداشته است و دامنهای پاک و دارای اصالت و شرف و خاندان دارای همت والا و عزّت نفس ما هرگز اجازه نمیدهد اطاعت فرومایگان را بر مرگ شرافتنمندانه ترجیح دهیم.
5- اخلاص
اخلاص سیدالشهدا(ع) و یاران آن حضرت، مهمترین عامل جاودانگی قیام حسینی است. از زمانی که حضرت از مدینه حرکت کرد، تا مکّه و سپس کربلا، بسیار کسانِ مدّعی با ایشان همراه شدند و به ظاهر خود را حسینی نشان دادند، ولی هیچکدام بر حرف خود نایستادند و در نهایت، سرور شهیدان را تنها رها کردند.
در روز عاشورا و صحنه نبرد کربلا نیز، تنها خون بود و شمشیر و زخم و درد و شهادت، و از مدال و پول و امتیازهای اجتماعی و مقامهای دنیوی خبری نبود. از این رو، ماندگان و مقاومان، تنها با نیروی اخلاص به جهاد در راه حضرت دوست ادامه میدادند و یکی یکی شربت شهادت مینوشیدند.
6- ایثار
از بارزترین درسهای عاشورای حسینی ایثار و مقدّم داشتن دیگری بر خود است. در صحنه کربلا، نخستین ایثارگر، خود سیدالشهدا(ع) بود که حاضر شد خود و خاندانش را فدای دین خدا کند و رضای او را برهمه چیز برگزیند. حتی زمانی که یاران حضرت به شهادت رسیدند و نوبت به جانفشانیِ بنیهاشم رسید، امام حسین (ع) ابتدا فرزند دلبندشان، علی اکبر(ع) را برای شهادت در راه خدا فراخواند.
جلوه دیگر ایثار در کربلا، کار زیبای حضرت ابوالفضل (ع) بود. آن حضرت که با لب تشنه وارد فرات شد، چون خواست آب بنوشد، یاد لبهای تشنه امام حسین (ع) و کودکان تشنهکامش افتاد و به خود نهیب زد که: آیا آب مینوشی، در حالی که برادر و مولایت حسین (ع) تشنه و در آستانه شهادت است؟ پس آب را ننوشید و بازگشت و لبتشنه به شهادت رسید.
7- امر به معروف و نهی از منکر
از آموزههای ارزنده نهضت حسینی، توجه به دو فریضه مهم امر به معروف و نهی ازمنکر است. امام حسین (ع) در وصیت نامهای که هنگام خروج از مدینه و در زمان وداع با برادرش محمد بن حنفیه برای وی نوشت، هدف از حرکت خویش را چنین برشمرد:
من نه از روی سرمستی و گستاخی، و نه برای فساد و ستمگری حرکت کردم، بلکه تنها برای طلب اصلاح در امت جدم حرکت کردم. میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم علی بن ابی طالب عمل نمایم.
حضرت سیدالشهدا (ع) در جای دیگری نیز فرموده بودند:
«بارخدایا! من به معروف اشتیاق، و از منکر تنفّر دارم.»
بر این اساس، در زیارتهای گوناگونی که درباره امام حسین (ع) از پیشوایان معصوم (ع) وارده شده، این تعابیر دیده میشود: «گواهی میدهم تو نماز را به پا داشتی و زکات دادی و امر به معروف نمودی و نهی از منکر کردی.»
8- نفی نژادپرستی
شهید، شهید است، چه تفاوت دارد که از چه نژاد و رنگ و زبانی باشد؛ سفید و سیاه، عرب و عجم، رومی یا زنگی. ملاک ارزش در اسلام، عقیده و ایمان است.
شهادتکده کربلا، بزمگاه عشق است و همهگونه شهیدی دارد؛ جوان، پیر، خردسال، شیرخوار، سیاه، سفید، عرب و عجم. آنجا، یگانگی است و از نابرابریِ نژادی اثری نیست. پیشوای شهیدان، حسین (ع) در صحنه نبرد، این آموزش دینی و انسانی را به کار گرفت و سپاس و ستایشی همسان به همه یارانش، از پیرمرد تا نوجوان، و از رییس قبیله تا غلام سیاه روا میدارد.
9- پای بندی به اصول انسانی و اخلاقی
نهضت عاشورا، مظهر ارزشگذاری به حقوق انسانی است. یاران امام حسین (ع) در بین راه کربلا، با لشکریان حرّ بن یزید ریاحی برخوردند که راه را برآن حضرت و یارانش بستند. برخی از یاران امام پیشنهاد مبارزه و نابودی آنها را دادند و دلیل آوردند که قدرت نبرد با ایشان را داریم. ولی امام مدارا کرد و یاران را به صبر دعوت فرمود.
همچنین صبح عاشورا که شمر جلو آمد و به آن حضرت اهانت کرد، مسلم بن عوسجه، از یاران امام خواست با تیری او را از پای درآورد که حضرت مانع شد.
10- رنگ و بویی جاودانه
مؤمن باید از فرصتهایی که برایش پیش میآید بهترین و بیشترین استفاده را بنماید و اکنون که میخواهد چیزی را در راه خدا ببخشد باید به آن رنگ و بوی جاودانگی دهد تا همیشه، حتی پس از مرگ نیز، از آن بهره گیرد.
و اساساً یکی از اهدافی که اسلام وقف را فرا روی مؤمنان قرار داده این است که بعد از مرگ نیز پروندهی اعمال نیکش بسته نشود و از پاداش آن تا روز قیامت بهرهمند گردد. از این رو مردگان حسرت میخورند و آرزو میکنند که ای کاش میتوانستند لحظهای به دنیا بازگردند تا این عمل صالح را انجام دهند.
آیا هنوز بعد از این همه سال خاک تربت وجود دارد؟
خاک تربت امام حسین به کجا اطلاق می شود آیا هنوز بعد از این همه سال خاک تربت وجود دارد؟![]()
تربت امام حسین خاکی است که از قبر یا حوالی مرقد مطهر حضرت سیدالشهدا صلوات الله علیه می آورند که شیعه به خوردن آن استشفا می کند. خاک اطراف قبر که برای شفای بیمار و مهر نماز استعمال می شود.
امام خمینی می فرماید: آنچه به صورت قطعی تربت امام حسين (ع) است خاکی است که از قبر و آنچه عرفا ملحق به قبر است برداشته می شود. (1)
نظر عدهاي از مراجع آن است که حکم فضيلت سجده بر تربت امام حسين و حکم جواز خوردن کم از آن براي شفاء، مخصوص قبر و کمي از اطراف قبر امام حسين عليه السلام مي باشد و بقيه خاک کربلا هر چند محترم است؛ اما حکم خاک قبر امام حسين و اطراف قبر را ندارد. (2)
بر اساس برخي از روايات سرزمين کربلا تا پنچ فرسخ از هر طرف جزء حريم قبر امام حسين عليه السلام حساب مي شود. (3)
به نظر بعضي از مراجع: حکم تربت حسيني که در روايات وارد شده است بر خاک کربلا تا مقداري که حريم قبر امام حسين عليهالسلام است يعني از هر طرف پنج فرسخ بار مي شود. ولي زمين هاي نزديك قبر شريف حضرت، داراي فضيلت بيشتري هستند. (4)
پي نوشت ها :
1. تحریر الوسیله، ج 2، ص 156، امام خمینی، موسسه تنظیم و نشر اثار امام خمینی، 1421 ق ، چاپ اول.
2. آيت الله بهجت، توضيح المسائل مراجع، ج2 ذيل مسئله 2628، استفتاءات تلفني از دفتر رهبري، و دفتر آيت الله سيستاني.
3. مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ: قَالَ (ع) حَرِيمُ الْحُسَيْنِ (ع) خَمْسَه فَرَاسِخَ مِنْ أَرْبَعِ جَوَانِبِ الْقَبْرِ وسائلالشيعه، ج14، ص 513، باب حد حرم الحسين (ع) الذي يستحب... .
4. استفتاء تلفني از دفتر آيت الله وحيد خراساني.
یاران امام حسین در روز عاشورا را می شناسید؟
یاران شهید حسین بن علی علیهالسلام، حماسه آفرینان جاویدی هستند که در روز عاشورا، در یک رزم نابرابر، به فیض شهادت نائل آمدند؛ هر چند که در یک نگاه فراگیر، میتوان از یاران و دوستدارانی که در بصره و کوفه به خیل شهدای حسینی پیوستند نیز یاد کرد. درباره تعداد یاران هاشمی و غیر هاشمی که در روز عاشورا، در سرزمین کربلا، به شهادت رسیدند، ارقام متفاوتی نقل شده است اما رقم مشهور، همان ۷۲ شهید است.
به گزارش فردا، تعداد یاران امام (ع) در روز عاشورا سی و دو نفر سواره، و چهل نفر پیاده ذکر شده است.وبلاگ ابوا در جدیدترین نوشته خود آورده است:
تعداد یاران امام (ع) در روز عاشورا سی و دو نفر سواره، و چهل نفر پیاده ذکر شده است. و سید بن طاووس از امام باقر (ع) نقل کرده که تعداد یاران امام (ع) چهل و پنج نفر سواره و یکصد نفر پیاده بودهاند. [۱] بلاذری مینویسد: سی و دو سواره، و چهل پیاده امام را همراهی میکردند؛ [۲] البته در جای دیگری مینویسد تعداد یاران امام (ع) در جمع حدود یکصد مرد و یا قریب به آن بودند؛ به پنج تن از نسل امام علی (ع)، شانزده تن از بنیهاشم، دو تن همپیمان بنیهاشم. [۳] .
[۱] بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۴. همین آمار اخبار الطوال، ص ۲۵۴، بغیة الطلب، ج ۶، ص ۲۶۲۸، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۴۲۲.
[۲] انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۸۷.
[۳] انساب الاشراف، ج ۳، ص ۲۲۶، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۹۳.
یاران
یاران شهید حسین بن علی علیهالسلام، حماسهآفرینان جاویدی هستند که در روز عاشورا، در یک رزم نابرابر، به فیض شهادت نائل آمدند؛ هر چند که در یک نگاه فراگیر، میتوان از یاران و دوستدارانی که در بصره و کوفه به خیل شهدای حسینی پیوستند [۱] نیز یاد کرد. دربارهی تعداد یاران هاشمی و غیر هاشمی که در روز عاشورا، در سرزمین کربلا، به شهادت رسیدند، ارقام متفاوتی نقل شده است؛ رقم مشهور، همان ۷۲ شهید است [۲] هر چند که به ارقامی چون: ۷۰ نفر [۳] ۲۲۷ نفر [۴] ۹۸ نفر [۵] ۱۱۰ نفر [۶] .۱۵۶ نفر [۷] و... نیز اشاره شده است. [۸] در این فصل، در یک نگاه گسترده، نام مشهورترین شهدای غیر هاشمی امام حسین علیهالسلام را بررسی میکنیم و در پایان، نام برخی از شهدای غیر
مشهور را نیز از نظر میگذرانیم.
>ابوالحتوف بن حرث انصاری عجلانی
>ابوثمامه صائدی
>ادهم بن امیه عبدی بصری
>اسلم بن عمرو ترکی
>امیة بن سعد طائی
>انس بن حارث کاهلی
>بریر بن خضیر همدانی
>بشر بن عمرو بن احدوث حضرمی
>بکر بن حی تیمی
>جابر بن حجاج
>جبلة بن علی شیبانی
>جنادة بن حرث مذحجی سلمانی
>جنادة بن کعب بن حرث انصاری
>جندب بن حجیر کندی
>جون بن حوی
>جوین بن مالک تیمی
>حارث بن امرء القیس کندی
>حارث بن نبهان
>حباب بن عامر تمیمی
>حبشی بن قیس نهمی
>حبیب بن مظاهر
>حجاج بن بدر تمیمی سعدی
>حجاج بن مسروق مذحجی جعفی
>حجیر بن جندب بن حجیر کندی
>حر بن یزید ریاحی
>حرث بن نبهان
>حلاس بن عمرو راسبی ازدی
>حنظلة بن اسعد شبامی
>رافع بن عبدالله
>زاهر بن عمرو کندی
>زهیر بن سلیم ازدی
>زهیر بن قین بجلی
>زیاد بن عریب همدانی صائدی
>سالم بن عمرو
>سالم مولی عامر بن مسلم
>سعد بن حرث انصاری عجلانی
>سعد بن حرث
>سعد (سعید) مولی عمرو بن خالد
>سعید بن عبدالله حنفی
>سلمان بن مضارب بجلی
>سلیمان بن رزین
>سوار بن منعم نهمی
>سوید بن عمرو خثعمی
>سیف بن حارث بن سریع
>سیف بن مالک عبدی بصری
>شبیب بن عبدالله نهشلی
>شبیب
>شوذب بن عبدالله
>ضرغامة بن مالک تغلبی
>عائذ بن مجمع بن عبدالله عائذی
>عابس بن ابی شبیب شاکری
>عامر بن مسلم عبدی بصری
>عباد بن مهاجر بن ابی مهاجر جهنی
>عبدالاعلی بن یزید کلبی
>عبدالرحمن بن عبدالله الارحبی
>عبدالرحمن بن عبد رب انصاری
>عبدالرحمن بن عروه غفاری
>عبدالرحمن بن مسعود بن حجاج
>عبدالله بن بشر خثعمی
>عبدالله بن عروه غفاری
>عبدالله بن عمیر کلبی
>عبدالله بن یزید عبدی بصری
>عبدالله بن یقطر
>عبیدالله بن یزید عبدی بصری
>عقبة بن سمعان
>عقبة بن صلت جهنی
>عمار بن حسان طائی
>عمار بن ابی سلامه دالانی
>عمارة بن صلخب ازدی
>عمرو بن جناده انصاری خزرجی
>عمرو بن خالد اسدی صیداوی
>عمرو بن ضبعه ضبعی
>عمرو بن قرضه انصاری
>عمرو بن عبدالله جندعی
>قارب بن عبدالله دئلی
>قاسط بن زهیر تغلبی
>قاسم بن حبیب ازدی
>مسعود بن حجاج تیمی
>قعنب بن عمر نمری
>قیس بن مسهر صیداوی
>کردوس بن زهیر تغلبی
>کنانة بن عتیق تغلبی
>مالک بن عبدالله بن سریع
>مجمع بن زیاد بن عمرو جهنی
>مجمع بن عبدالله عائذی
>مسعود بن حجاج تیمی
>مسلم بن عوسجه اسدی
>مسلم (اسلم) بن کثیر ازدی
>مقسط بن زهیر تغلبی
>منجح بن سهم (مولی الحسن)
>موقع بن ثمامه اسدی صیداوی
>نافع بن هلال جملی
>نصر بن ابی نیزر
>نعمان بن عمرو ازدی راسبی
>نعیم بن عجلان خزرجی
>واضح ترکی
>وهب بن وهب
>هانی بن عروة مرادی
>هفهاف بن مهند راسبی بصری
>یزید بن ثبیط عبدی بصری
>یزید بن زیاد بن مهاصر کندی
>یزید بن مغفل جعفی
[۱] به جز سفیران امام که در بصره و کوفه شهید شدند، از دوستدارانی چون عبدالاعلی کلبی، عمارة بن صلخب ازدی و هانی بن عروة میتوان یاد کرد که در شهر کوفه به شهادت رسیدند..
[۲] ارشاد، ج ۲، ص ۹۵؛ الاخبار الطول، ص ۲۵۶؛ الفتوح، ص ۹۰۴.
[۳] تاریخ الخمیس، ج ۲، ص ۸۲،
[۴] مناقب آل ابیطالب، ج ۴، ص ۸۷
[۵] ابن العبری، تاریخ مختصر الدول، ص ۱۰۰
[۶] حیاة الامام الحسین بن علی لعیه السلام ج ۳، ص ۱۲۶؛ به نقل از ابنحجر، تهذیب التهذیب، ج ۱، ص ۱۴۵
[۷] تذکرة الخواص، ص ۱۴۵؛ اللهوف، ص ۴۳.
[۸] ر.ک: الامام الحسین علیهالسلام فی کربلاء، ج ۴، ص ۱۹۸.
در آن شب هیچ یک از یاران، حسین (ع) را تنها نگذاشتند. آنان وجدانشان به کمال نهایی رسیده بود و آن شب غسل شهادت کردند. زیرا:
هرکه پیمان با هو الموجود بست
گردنش از قید هر معبود رست
ما سوی اللّه را مسلمان بنده نیست
نزد فرعونی سرش افکنده نیست
عقل گوید شاد شود، آباد شو
عشق گوید بنده شو، آزاد شو
سخنانی از یاران امام در محور اعتقادی
متأسفانه عوامل مختلف - از جمله سنی بودن نویسندگان اکثر منابع حادثه کربلا - [۱] باعث گردیده سخنان مذهبی یاران امام حسین علیهالسلام به طور کامل ثبت و نقل نشود، اما با این حال کلماتی از یاران آن حضرت در دست است که نمودار انگیزه مذهبی و بصیرت اعتقادی آنان در حادثه کربلاست که به نمونههایی از آن اشاره میشود:
۱. حضرت ابوالفضل علیهالسلام به عنوان بزرگترین یاور سالار شهیدان به هنگام رزم، جریان دفاع از حریم امامت و ولایت را مطرح نموده و گفته است:
والله ان قطعتم یمینی
انی احامی ابدا عن دینی
وعن امام صادق الیقین
نجلی النبی الطاهر الامین [۲] .
همچنین برادران مادری حضرت عباس(عبدالله، جعفر و عثمان) در رجزهای
که به هنگام نبرد خواندهاند بر عنصر امامت اهل بیت علیهمالسلام تکیه کردهاند. [۳] .
۲. در کلام حجاج بن مسروق موذن امام حسین علیهالسلام نیز جریان امامت مطرح شده و آمده است:
اقدم حسیناً هادیاً مهدیا
فالیوم نلقی جدک النبیا
ثم اباک ذالندی علیا
ذاک الذی نعرفه وصیا [۴] .
۳. نافع بن هلال نیز بر مسئله ولایت تکیه نموده و گفته است:
انا الغلام الیمینی البجلی
دینی علی دین حسین بن علی
ان اقتل الیوم فهذا أملی
فذاک رأیی و ألاقی عملی [۵] .
۴. عباس شاکری که دارای مقام عملی و حافظ حدیث و از شیعیان خالص اهل بیت بوده است، روز عاشورا به حضور امام حسین رسید و در دفاع از امام بر هر دو عنصر امامت و محبت تکیه نموده به حضرت عرض کرد: به خدا سوگند در روی زمین هیچ چیزی و هیچ کس محبوبتر و عزیزتر از شما نزد من نیست و اگر از جان خود چیزی عزیزتر میداشتم باز هم آن را در راه دفاع از شما دریغ نمیکردم، بعد در ادامه به حضرت عرض کرد: گواه باش که من بر دین شما و دین پدرت استوارم [۶] (یعنی شیعه شما هستم).
۵. سعید بن عبدالله که از بزرگان شیعه در کوفه بود در شب عاشورا با اظهار عشق و محبت خود به امام حسین علیهالسلام عرض کرد: به خدا سوگند، اگر کشته شوم، بعد زنده
گردیده و زنده در آتش بسوزم و این کار هفتاد بار تکرار شود باز هم از شما جدا نخواهم شد تا با مرگ در کنار شما به لقای حق برسم. [۷] .
۶. همچنین عبدالرحمن بن عبدالله با طرح جریان ولایت اهل بیت وارد میدان رزم شد و گفت:
انا ابن عبدالله من آل یزن
دینی علی دین حسین و حسن [۸] .
آنچه آورده شد، شعاع بسیار اندک از تجلی بصیرت یاران امام حسین علیهالسلام در محور معرفت اعتقادی است، یعنی آنان با این کلمات خود خواستهاند، انگیزه همراهی خود با امام حسین را اعتقاد به امامت آن حضرت اعلام کنند.
[۱] میرزا ابوالحسن شعرانی، دمع السجوم، ص ۳۴۴ و ۳۵۷.
[۲] عبدالرزاق مقرم، مقتل الحسین، ص ۲۶۹: به خدا سوگند اگر دست راست من را قطع کنید، باز هم من از دین خود حمایت نموده و از امام که فرزند پیامبر و طاهر و امین است دفاع میکنم.
[۳] میرزا ابوالحسن شعرانی، همان، ص ۳۲۵.
[۴] شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ج ۱، ص ۳۷۰: [در این راه] پا پیش میگذارم ای حسین، زیرا خود هدایت یافته و هادی دیگران هستی، امروز اول جد تو آن گاه پدر جوان مرد تو علی که ما او را به عنوان وصی پیامبر میشناسیم ملاقات خواهیم کرد.
[۵] همان، ص ۳۶۴: من جوانی از یمن و از طایفه بجلی هستم، و بر دین و مذهب حسین فرزند علی میباشم، اگر امروز کشته شوم آن نظر و آرزوی ماست و با عمل خود محشور خواهم شد.
[۶] محمد بن طاهر سماوی، ابصار العین فی انصار الحسین، ص ۷۶.
[۷] محمد بن طاهر سماوی، همان، ص ۱۲۶.
[۸] دمع السجوم، ص ۳۰۴: من فرزند عبدالله از«آل یزن»هستم، و پیرو شیعه حسین و حسن میباشم.
آداب زیارت امام حسین(ع)
تشرف به دیدار امام معصوم (ع) چه در حال حیات و چه پس از شهادت و هنگام زیارت قبور ائمه آدابی دارد که آن را از دیدارهای معمولی جدا می کند .
رعایت طهارت ، ادب ، متانت ، توجه ، حضور قلب از جمله این آداب است . (1)
زیارت قبر سیدالشهداء (ع) آداب ویژه تری دارد ، از قبیل :
نماز خواندن ، حاجت خواستن ، بی آلایش و غمگین و غبار آلود ، راه زیارت را پیمودن ، پیاده رفتن ، غسل زیارت کردن ، تکبیر گفتن ، وداع کردن . (2)
شهید ثانی در کتاب « دروس » ، آدابی برای زیارت می شمارد که خلاصه آنها چنین است :
- غسل ، پیش از ورود به حرم ، با طهارت بودن و با لباس تمیز و خشوع وارد شدن
- بر آستانه حرم ایستادن ، دعا خواندن و اذن ورود طلبیدن
-: کنار ضریح مطهر ایستادن و خود را به قبر نزدیک ساختن
- رو به حرم و پشت به قبله ایستادن در حال زیارت ، سپس صورت بر قبر نهادن سپس به بالای سر رفتن
- زیارتهای وارده را خواندن و سلام گفتن
- پس از زیارت ، دو رکعت نماز خواندن
- پس از نماز ، دعا کردن و حاجت خواستن
- کنار ضریح مقداری قرآن خواندن و ثواب آن را هدیه به امام کردن
- در همه حال ، حضور قلب داشتن و استغفار کردن از گناه
دوازدهم : پس از زیارت ، بهتر از قبل از زیارت بودن
سیزدهم : بعد از تمام شدن زیارت ، زود از حرم بیرون آمدن تا شوق ، افزون تر شود ، و هنگام خروج ، عقب عقب بیرون آمدن
چهاردهم : صدقه دادن به نیازمندان آن شهر و آستانه ، بویژه به تنگدستان از دودمان رسول خدا احسان کردن .( 3)
رعایت این آداب ، قرب روحی و معنوی می آورد و سازندگی زیارت را افزون می سازد و فلسفه تشریع زیارت نیز ، همین بهره وری از معنویات مزاراءت اولیاء خداست .
پی دنوشت:
1- بحارالانوار ، ج 97 ، ص 124 .
2- بحارالانوار ، ج 98 ، ص 140 به بعد .
3 - همان ، ج 97 ، ص 134 .
عمره تمتّع (1)
1 ـ كسانى كه از بيرون مكّه (فاصله 16 فرسخ) براى انجام حج مى روند، بايد قبل از اعمال حج «عُمره تَمتُّع» بجا آورند.
2 ـ اعمال عمره تمتع عبارت است از:
3 ـ زمان انجام عمره تمتّع:
عمره تمتع بايد در فاصله زمانى اوّل شوّال تا ظهر روز نهم ذى حجه انجام شود و اگر اين زمان بگذرد، وقت عمره تمتع تمام شده و وظيفه حاجى هم عوض مى شود.
4 ـ مكان اعمال عمره تمتّع:
* احرام: در يكى از ميقاتها.(3) مثلاً جُحفه يا مسجد شجره.

* طواف: در مسجد الحرام به دور كعبه.
* نماز طواف: در مسجد الحرام، پشت مقام ابراهيم(4)
* سعى: در فاصله بين صفا و مروه،(5) كه امروزه به صورت راهروى سرپوشيده ساخته شده است.
* تقصير: مكان معيّنى ندارد.
(1) - تمتّع: در لغت به معناى لذت بردن، بهره مند شدن مى باشد و در اينجا نام نوعى از عمره و حج است، و بدان جهت اين نوع از عمره وحج را «تمتّع» ناميده اند كه در مدتى كه انسان از احرام عمره خارج مى شود تا زمانى كه بار ديگر براى حج محرم مى شود، لذتهايى كه زن از شوهر خود و مرد از همسر خود مى برد جايز مى باشد.
(2) - تقصير: كوتاه كردن و در اصطلاح فقه به معنى كوتاه كردن بخشى از مو يا ناخن است كه يكى از اعمال عمره و حج مى باشد.
(3) - ميقات: مكانى است كه براى احرام معيّن شده است و عبارت است از: مسجد شجره، جُحفه، وادى عقيق (ذات عرق)، قرن المنازل و يلملم .
(4) - مقام ابراهيم: سنگى است كه حضرت ابراهيم «ع» در هنگام ساختن كعبه زير پاى خود مى گذاشته و اثر پاى آن حضرت بر سنگ مانده است و اكنون در مسجد الحرام نزديك كعبه در محفظه اى بلورين نگهدارى مى شود.
(5) - صفا و مروه نام دو كوه كوچك در كنار مسجد الحرام است كه امروزه بخش عمده اى از اين دو كوه برداشته شده و بين آنها راهرو سرپوشيده اى ساخته اند.
كودكان و اعمال عُمره و حج
كودكان دو دسته اند:
الف - «مُميِّز»
مُميِّز كودكى است كه خوب و بد را تشخيص مى دهد و خودش مى تواند اعمال را به طور صحيح انجام دهد.
كودك مُميِّز ، خودش مُحرم مى شود و اعمال را بجا مى آورد، و در مواردى كه خودش نتواند انجام دهد، سرپرست وى (مثلاً پدر) او را در انجام اعمال يارى مى دهد.
![]() |
| کودک محرم مُميِّز |
ب - «غير مُميِّز»
غير مُميِّز کودکي است كه به آن حدّ نرسيده است. يعني خوب و بد را تشخيص نمي دهد و خودش نمي تواند اعمال را به طور صحيح بجا آورد .
کيفيت اعمال کودک غير مُميِّز
- احرام: سرپرست وى لباس احرام بر او مى پوشاند و از طرف او نيّت احرام مى كند.
- تلبيه : اگر مى تواند لبيّك ها را بطور صحيح پاسخ دهد، برايش مى گويد تا او هم بگويد، و اگر نه خودش از طرف او «لبيك ها» را مى گويد.
- طواف: بايد او را طواف دهد، اگر كودك بتواند، بايد خودش راه برود، وگرنه او را حمل كرده و طواف مى دهند.
- نماز طواف: سرپرست وى او را به انجام نماز وادار كند و اگر خودش نمى تواند بخواند نماز را از طرف او بجا مى آورد.
- سعى: مانند طواف او را به سعى مى برند.
- تقصير: قدرى از مو يا ناخن او را كوتاه مى كنند.
- او را براى وقوف، به عرفات و مشعر مى برند، و سرپرست كودك از طرف او نيّت وقوف مى كند.
- در روز عيد قربان، اگر خودش نمى تواند رمى جمره كند، سرپرستوى رمى جمره عقبهوقربانى رااز طرف اوانجام مى دهد.
- سپس سر او را مى تراشد و اگر سال اوّل او نباشد مى تواند سر او را بتراشد يا تقصير كند.
- در شبهاى 11 و 12 ذى حجه، كودك نيز بايد در منى باشد و سرپرست وى از طرف او نيت بيتوته كند.
- در روزهاى 11 و 12 ذى حجه، سرپرست وى، او را به انجام رمى وادار كند و اگر خودش نمى تواند رمى كند به نيّت او رمى جمرات را برايش انجام دهد.
- پس از برگشت به مكه، ساير اعمال را مانند اعمال عمره بجا آورند.
چند مسأله:
1 ـ محرم كردن طفل و بردن او براى اعمال عمره و حج، مستحب است و واجب نمى باشد. بنابراين، افرادى كه كودكان خود را براى زيارت همراه مى برند، اگر بخواهند آنها را مُحرم كنند، بايد كمال دقت را داشته باشند تا تمامى اعمالشان به طور صحيح انجام شود و با ناقص بودن اعمال، مشكلى براى آنها پيش نيايد.
2 ـ كودكى كه براى عمره يا حج محرم شده است، بايد طواف و نماز آن را با طهارت انجام دهد. بنابراين اگر كودك
مميّز است و مى تواند بطور صحيح وضو بگيرد، خودش وضو بگيرد وگرنه بايد وضو را به او ياد دهند تا وضو بگيرد و اگر نمى تواند خودش وضو بگيرد بايد او را وضو دهند يا او را در وضو كمك كنند.
3 ـ كودكى كه براى حج يا عمره مفرده محرم شده است، بايد طواف نساء و نماز آن را نيز بجا آورد، و چنانچه انجام ندهد، نمى تواند ازدواج كند.
4 ـ پسربچه يا مردى كه خَتنه نشده است، طوافش صحيح نيست، بنابراين بر اولياء كودكان است كه پسر بچه ختنه نشده را محرم نكنند. هر چند غير مميّز باشد.
5 ـ سرپرست طفل، بايد در مدّت احرام، او را از كارهائى كه بر مُحرم حرام است، باز دارد ولى زير سايه رفتن كه بر مردان مُحرم حرام است بر پسر بچه ها جايز است.
6 ـ در حال طواف و سعى شرايط اين اعمال بايد مراعات شود، مثلا در حال طواف بايد بدن و لباس كودك پاك باشد و شانه چپ او به طرف كعبه باشد و در حال طواف و سعى بيدار باشد. لذا توصيه مى شود كسانى كه نمى توانند نظارت كامل بر اعمال كودك داشته باشند، آن عزيزان را محرم نكنند.
زيارت جامع اوّل (جامعه صغيره)
اين زيارت در كتب كافى، تهذيب و كامل الزيارات از امام رضا(عليه السلام) نقل شده است، و در تمام زيارتگاه هاى انبياء و ائمّه و اوصياء(عليهم السلام) خوانده مى شود:(1)
«اَلسَّلامُ عَلى اَوْلِياءِ اللهِ وَاَصْفِياءِهِ، اَلسَّلامُ عَلى اُمَناءِ اللهِ وَاَحِبّاءِهِ، اَلسَّلامُ عَلى اَ نْصارِ اللهِ وَخُلَفاءِهِ، اَلسَّلامُ عَلى مَحالِّ مَعْرِفَةِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلى مَساكِنِ ذِكْرِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلى مُظهِرياَمْرِ اللهِ وَنَهْيِهِ، اَلسَّلامُ عَلَى الدُّعاةِ اِلَى اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْمُسْتَقِرِّينَ فيمَرْضاتِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْمُخْلَصِينَ فيطاعَةِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَى الاَْدِلاّءِ عَلَى اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَى الَّذِينَ مَنْ والاهُمْ فَقَدْ والَى اللهَ، وَمَنْ عاداهُمْ فَقَدْ عادَى اللهَ، وَمَنْ عَرَفَهُمْ فَقَدْ عَرَفَ اللهَ، وَمَنْ جَهِلَهُمْ فَقَدْ جَهِلَ اللهَ، وَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ وَمَنْ تَخَلّى مِنْهُمْ فَقَدْ تَخَلّى مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَاُشْهِدُ اللَّهَ اَنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمْتُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتُمْ مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَعَلانِيَتِكُمْ مُفَوِّضٌ فى ذلِكَ كُلِّهِ اِلَيْكُمْ لَعَنَ اللَّهُ عَدُوَّ آلِ مُحَمَّدٍ مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ وَاَبْرَءُ اِلَى اللَّهِ مِنْهُمْ وَصَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ
زيارت ائمه بقيع (عليهم السلام)
اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَئِمَّةَ الْهُدى، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَهْلَ التَّقْوى، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَيُّهَا الْحُجَجُ على اَهْلِ الدُّنْيا، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَيُّهَا الْقُوّامُ فِى الْبَرِيَّةِ بِالْقِسْطِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَهْلَ الصَّفْوَةِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ آلَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ اَهْلَ النَّجْوى، اَشْهَدُ اَنَّكُمْ قَدْ بَلَّغْتُمْ وَنَصَحْتُمْ وَصَبَرْتُمْ فى ذاتِ اللهِ، وَكُذِّبْتُمْ وَاُسيئَ اِلَيْكُمْ فَغَفَرْتُمْ، وَاَشْهَدُاَنَّكُمُ الاَْئِمَّةُ الرّاشِدُونَ الْمُهْتَدُونَ، وَاَنَّ طاعَتَكُمْ مَفْرُوضَةٌ، وَاَنَّ قَوْلَكُمُ الصِّدْقُ، وَاَنَّكُمْ دَعَوْتُمْ فَلَمْ تُجابُوا، وَاَمَرْتُمْ فَلَمْ تُطـاعُوا، وَاَنَّكُمْ دَعائِمُ الدِّينِ وَاَرْكانُ الاَْرْضِ، لَمْ تَزالُوا بِعَيْنِ اللهِ يَنْسَخُكُمْ مِنْ اَصْلابِ كُلِّ مُطَهَّر، وَيَنْقُلُكُمْ مِنْ اَرْحامِ الْمُطَهَّراتِ، لَمْ تُدَنِّسْكُمُ الْجاهِلِيَّةُ الْجَهْلاءُ، وَلَمْ تَشْرَكْ فيكُمْ فِتَنُ الاَْهْوآءِ، طِبْتُمْ وَطابَ مَنْبَتُكُمْ، مَنَّ بِكُمْ عَلَيْنا دَيّانُ الدّينِ، فَجَعَلَكُمْ فى بُيُوت اَذِنَ اللهُ اَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ، وَجَعَلَ صَلوتَنا عَلَيْكُمْ رَحْمَةً لَنا وَكَفّارَةً لِذُنُوبِنا، اِذِ اخْتارَكُمُ اللهُ لَنا، وَطَيَّبَ خَلْقَنا بِما مَنَّ عَلَيْنا مِنْ وِلايَتِكُمْ، وَكُنّا عِنْدَهُ مُسَمّينَ بِعِلْمِكُمْ، مُعْتَرِفينَ بِتَصْديقِنا اِيّاكُمْ، وَهذا مَقامُ مَنْ اَسْرَفَ وَاَخْطَاَ وَاسْتَكانَ وَاَقَرَّبِما جَنى وَرَجى بِمَقامِهِ الْخَلاصَ ، وَاَنْ يَسْتَنْقِذَهُ بِكُمْ مُسْتَنْقِذُ الْهَلْكى مِنَ الرَّدى ، فَكُونُوا لى شُفَعآءَ فَقَدْ وَفَدْتُ اِلَيْكُمْ اِذْ رَغِبَ عَنْكُمْ اَهْلُ الدُّنْيا وَاتَّخَذُوا آياتِ اللهِ هُزُواً وَاسْتَكْبَرُوا عَنْها ، يا مَنْ هُوَ قآئِمٌ لا يَسْهُو وَدآئِمٌ لا يَلْهُو وَمُحيطٌ بِكُلِّ شَيْء، لَكَ الْمَنُّ بِما وَفَّقْتَنى وَعَرَّفْتَنى بِما اَقَمْتَنى عَلَيْهِ، اِذْ صَدَّ عَنْهُ عِبادُكَ وَجَهِلُوا مَعْرِفَتَهُ وَاسْتَخَفُّوا بِحَقِّهِ وَمالُوا اِلى سِواهُ، فَكانَتِ الْمِنَّةُ مِنْكَ عَلَىَّ مَعَ اَقْوام خَصَصْتَهُمْ بِما خَصَصْتَنى بِهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ اِذْ كُنْتُ عِنْدَكَ فى مَقامى هذا مَذْكُوراً مَكْتُوباً فَلا تَحْرِمْنى ما رَجَوْتُ، وَلا تُخَيِّبْنى فيـما دَعَوْتُ، بِحُرْمَةِ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرينَ وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد.(1)
پس از آن براى خود دعا كن و بعد براى هر امام دو ركعت نماز زيارت بخوان (جهت حفظ قداست ائمه بقيع(عليهم السلام) زائران عزيز نماز زيارت را در مسجد النبي(صلى الله عليه وآله) بخوانند و از خواندن نماز در قبرستان بقيع پرهيزكنند).
زيارت حضرت فاطمه (عليها السلام)
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا مُمْتَحَنَةُ، قَدِ امْتَحَنَكِ الَّذِى خَلَقَكِ قَبْلَ اَنْ يَخْلُقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صابِرَةً، وَنَحْنُ لَكِ اَوْلِياءُ صابِرُونَ، وَمُصَدِّقُونَ لِكُلِّ ما اَتينا بِهِ اَبُوكِ، صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَاَتينا بِهِ وَصِيُّهُ، فَاِنّا نَسْئَلُكِ اِنْ كُنّا صَدَّقْناكِ اِلاّ اَلْحَقْتِنا بِتَصْدِيقِنا لَهُمالِنُبَشِّرَاَنْفُسَنااَنّا قَدْ طَهُرْنا بِوِلايَتِكِ، «اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ نَبِىِّ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَلِيلِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَمِينِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اللّهِ، اُشْهِدُ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَمَلائِكَتَهُ اَنِّى راض عَمَّنْ رَضِيتِ عَنْهُ، ساخِطٌ عَلى مَنْ سَخَطْتِ عَلَيْهِ، مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ، مُوال لِمَنْ والَيْتِ، مُعاد لِمَنْ عادَيْتِ، مُبْغِضٌ لِمَنْ اَبْغَضْتِ، مُحِبٌّ لِمَنْ اَحْبَبْتِ، وَكَفى بِاللّهِ شَهِيداً وَحَسِيباً وَجازِياً وَمُثِيباً».
پس از آن، بر پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) وامامان(عليهم السلام) صلوات فرستاده شود.(1)
